طی چند سال گذشته،اسکنرهای داخل دهانیسبک تر، سریع تر و مقرون به صرفه تر شده اند. اتصال بی سیم، عکس-تمام رنگ، عمق میدان زیاد،برداشتن بافت نرم با هوش مصنوعی-، واسکن کامل-قوسدر کمتر از یک دقیقه از نقاط فروش برتر به استانداردهای صنعتی تغییر مکان داده اند.
با این حال، اگر هنوز رقابت یک شرکت اسکنر داخل دهانی را صرفاً با «دقت در میکرون، وزن بر حسب گرم یا فریم بر ثانیه» قضاوت میکنید، در حال حاضر به میدان نبرد اشتباهی نگاه میکنید.
نیمه اول داستان اسکنر داخل دهانی در مورد تبدیل دندان ها به داده های سه بعدی بود. نیمه دوم در مورد تصمیم گیری است که این داده ها وارد گردش کاری چه کسی می شوند. اولی تعیین می کند که آیا می توان از یک محصول استفاده کرد یا خیر. دومی تعیین می کند که یک شرکت در نهایت تا کجا می تواند پیش برود.
این مقاله واقعاً در مورد چه چیزی بحث می کند
این یک جدول مقایسه برند دیگر یا خلاصهای از ادعاهای بازاریابی «سریعتر، سبکتر، دقیقتر» نیست. سوالات عمیق تری که ارزش بررسی دارند عبارتند از:
- چرا دستیابی به 10 میکرومتر روی یک دندان، دقت کامل قوس-را تضمین نمی کند؟
- چرا شکاف واقعی بین اسکنرهای داخل دهانی اغلب نه در دوربین ها یا پروژکتورها، بلکه در ردیابی، همجوشی، تغییر مکان و کنترل خطای جهانی است؟
- چرا قوسهای کامل، فکهای بیدندان و All{0}}روی-X سه تست استرس واقعی سقف فنی اسکنر داخل دهانی هستند؟
- چرا به نظر می رسد 3Shape، Align، Medit، Dentsply Sirona، Shining 3D و دیگران در حالی که با جنگ های کاملا متفاوتی مبارزه می کنند، اسکنر می فروشند؟
- چرا با ارزش ترین هوش مصنوعی به سادگی نقاط زبان را حذف نمی کند، بلکه اسکنر را به یک دروازه داده شفاهی پیوسته تبدیل می کند؟
- و عملی ترین سوال: حالا که سازندگان چینی حل کرده اند "آیا ما می توانیم آن را بسازیم" دیوار بعدی بسیار بالاتر چیست؟
پس از درک این سوالات،اسکنر داخل دهانیصنعت دیگر مانند یک مسابقه سخت افزاری ساده به نظر نمی رسد.
"دقت 10 میکرومتر" به راحتی اشتباه درک شده است
رایجترین-و گمراهکنندهترین معیار-در صنعت «دقت» است. یکی از برندها ادعا می کند 10 میکرومتر دقت تک دندانی-. دیگری ادعا می کند 20 میکرومتر. بسیاری نتیجه می گیرند که اولی قوی تر است. مقایسه ارزش محدودی دارد.
اسکن یک دندان به طور عمده کیفیت بازسازی سه بعدی محلی را آزمایش می کند. اسکن یک قوس کامل مستلزم ثبت پیوسته بین{2}}قاب، تجمع خطای پوس، خطای همجوشی و کنترل تغییر شکل کلی است. یک فریم تکی بسیار دقیق، پس از ده ها ثانیه اسکن مداوم در امتداد قوس دندانی، دقت یکسانی را تضمین نمی کند.
خود دقت باید حداقل به دو مفهوم تقسیم شود:
- حقیقت: اسکن چقدر به مقدار واقعی نزدیک است.
- دقت: اسکن های مکرر چقدر با یکدیگر سازگار هستند.
یک دستگاه می تواند بسیار تکرار پذیر باشد و در عین حال به طور سیستماتیک با 100 میکرومتر بایاس شود. دیگری می تواند میانگین خطای کوچکتر اما تنوع زیاد را نشان دهد. هیچ کدام را نمی توان به سادگی "دقیق تر" نامید.
وقتی می بینی "دقت 10 میکرومتر"سوالات واقعی عبارتند از: چه جسمی اسکن شد؟ دامنه اسکن چقدر بود؟ آیا آزمایش در شرایط آزمایشگاهی بود یا داخل دهانی؟ از چه دستگاه مرجع استفاده شد؟ آیا عدد صحت یا دقت را گزارش می کرد؟ بدون این شرایط، یک "10 میکرومتر" جدا شده تقریباً هیچ ارزش مقایسه ای ندارد. همانطور که صنعت بالغ می شود، صرفاً فریاد زدن یک عدد دقت واحد به شدت افزایش می یابد.
قسمت سخت ابرهای نقطهای ایجاد نمیکند-قوس کامل را در یک راستا نگه میدارد
محفظه، رابط کاربری و برنامههای دندانپزشکی را بردارید، و یک اسکنر داخل دهانی یک سیستم-بازسازی سه بعدی واقعی است. قسمت جلویی هندسه محلی را از تصاویر بازیابی می کند. قسمت پشتی باید به طور مداوم موقعیت فعلی سر اسکن متحرک را تخمین بزند، داده های محلی جدید را در مدل موجود ثبت کند و همه چیز را در یک کل پایدار ترکیب کند.
یک اسکنر مدرن داخل دهانی باید به طور همزمان:
- ردیابی ژست
- ثبت نام محلی
- همجوشی در زمان واقعی-
- ردیابی-تشخیص ضرر
- محلی سازی مجدد
- اسکن مجدد
- کنترل خطای جهانی
- بازسازی مش
- ثبت گزش فک بالا و پایین
در اصل، اسکنرهای داخل دهانی امروزی بهعنوان سیستمهای-دقیق، نزدیک-میدان دید{3} کوچک-در-در زمان واقعی-در زمان واقعی-با دقت بالا، برد{2}}کوچک، بسیار بازتابنده و به شدت مسدود عمل میکنند. بازسازی یک قاب فقط سقف هندسی محلی را تنظیم می کند. آنچه تعیین می کند که آیا یک قوس کامل از نظر بالینی قابل استفاده است یا خیر، این است که آیا ردیابی، همجوشی، جابجایی مجدد، و سازگاری جهانی می توانند تحت شرایط واقعی پایدار باشند یا خیر.
به همین دلیل است که دو اسکنر که در برگه مشخصات تقریباً یکسان به نظر می رسند، در کلینیک کاملاً متفاوت هستند. تفاوت هایی که پزشکان در واقع احساس می کنند به ندرت در بروشور نوشته شده است.
آنچه پزشکان واقعاً احساس می کنند به ندرت در برگه مشخصات آمده است
تولیدکنندگان دوست دارند وزن، عمق میدان، نرخ فریم، بی سیم، تمام رنگی وفیلتر هوش مصنوعی. اینها مهم هستند، اما تجربه بالینی را به خوبی توضیح نمی دهند. تبدیل عواملی که واقعاً بر استفاده روزانه تأثیر می گذارد دشوارتر است:
- آیا ردیابی اغلب در ناحیه خلفی کاهش می یابد؟
- آیا وقتی سر اسکن سریعتر حرکت می کند، سیستم می تواند به کار خود ادامه دهد؟
- آیا پس از مکث و قرار دادن مجدد، می تواند به سرعت موقعیت قبلی خود را بازیابی کند؟
- آیا اسکن مکرر همان ناحیه باعث ایجاد سطوح دوتایی یا ضخیم شدن سطح می شود؟
- آیا اسکن مجدد به اشتباه به سطوح مشابه دندان متصل می شود؟
- آیا پس از اسکن از یک دندان مولر به دندان دیگر، کل قوس به طور بی صدا کشیده شده یا اعوجاج یافته است؟
- آیا زبان، گونه، بزاق و لثه متحرک مدل جهانی را آلوده می کند؟
این قابلیت ها تعیین می کنند که آیا اسکنر احساس "پایداری" می کند یا خیر. صنعت وارد مرحله کلاسیک شده است: پارامترها در حال همگرا هستند، اما شکاف های تجربه همچنان زیاد است. وقتی این اتفاق می افتد، رقابت از مشخصات سخت افزاری به مهندسی سیستم ها منتقل شده است.
سیستمهای بالغ هرگز اشتباه نمیکنند-آنها میدانند چه زمانی به محاسبه ادامه ندهند
ردیابی یکی از قابلیت های اصلی باطن است. سیستم باید به طور مداوم موقعیت سر اسکن را نسبت به مدل موجود تخمین بزند. آنچه مهمتر است این است که بدانیم آیا این تخمین پوز قابل اعتماد است یا خیر.
یک سیستم قوی تعداد نقاط تطبیق، نسبت درونی، باقیمانده ICP، ثبات نرمال، همپوشانی هندسی، جهشهای ناگهانی حالت و اینکه آیا مشکل بهینهسازی منحط شده است را ارزیابی میکند. هنگامی که اعتماد به نفس کاهش می یابد، اقدام صحیح این است که اجباری همجوشی نیست. این برای متوقف کردن به روز رسانی مدل جهانی، جداسازی خطا، و تلاش برای تغییر مکان است.
از دست دادن ردیابی محلی فاجعه بار نیست. آنچه فاجعه آمیز است نوشتن یک ژست اشتباه در مدل جهانی و سپس ادامه ساختن بر روی آن خطا است. یک اشتباه محلی می تواند به اعوجاج کامل سیستماتیک-قوس تبدیل شود. بنابراین یکی از بالاترین-قابلیتهای یک اسکنر داخل دهانی بالغ این است که بداند چه زمانی ممکن است اشتباه باشد-و اجازه ندهد یک خطا کل مدل را آلوده کند. این توانایی "مدیریت خطا" اغلب مهمتر از اصلاح 10 میکرومتر خطای متوسط است.
الزامات مسیر اسکن مرزهای الگوریتم را آشکار می کند
چرا تقریباً همه اسکنرها مسیرهای اسکن خاصی را توصیه میکنند-به طور معمول ابتدا اکلوزال، سپس زبانی و باکال؟ در ظاهر آموزش اپراتور است. در واقع این الگوریتمی است که خواستار همپوشانی هندسی کافی و قابلیت مشاهده بین فریم های متوالی است.
ترجمه سریع ناگهانی، چرخش زیاد، پرش چند دندان، یا تنها ارائه لثه صاف به سرعت محدودیتهای هندسی قابل استفاده را کاهش میدهد و عدم قطعیت وضعیت را افزایش میدهد. بسیاری از «مسیرهای توصیه شده» اساساً راه هایی برای پایدار نگه داشتن الگوریتم هستند. مفهوم واضح است: هر چه یک سیستم بیشتر به مسیرهای دقیق وابسته باشد، اپراتور بیشتر محدودیت های الگوریتمی را جبران می کند.
جهت آینده برعکس است. پزشکان نباید مسیرهای سفت و سخت را به خاطر بسپارند. خود سیستم باید نواحی ضعیف، همپوشانی ناکافی و کاهش اطمینان را شناسایی کند، سپس به طور فعال اسکنهای مجدد را هدایت کند، مکانسازی خودکار را انجام دهد و خطاهای محلی را تعمیر کند. تغییر از «انسان ها با الگوریتم سازگار می شوند» به «الگوریتم سازگار با انسان» است.
تست های واقعی سقف فنی، تک تاج نیستند
مقایسه اسکنرهای اصلی روی تاج های تک معمولی دیگر تفاوت های معنی داری را نشان نمی دهد. سه سناریوی افراطی که واقعاً سیستم را تحت فشار قرار می دهد عبارتند از:
طاق کامل– پایداری ثبت نام مسافت طولانی و تجمع خطا را آزمایش می کند. صدها یا هزاران بهروزرسانی محلی میتوانند کشش، فشردهسازی یا پیچش جهانی ظریفی ایجاد کنند، حتی زمانی که هر منطقه محلی خوب به نظر میرسد.
فک بی دندانی- هنگامی که نشانه های متمایز ناپدید می شوند، عملکرد را آزمایش می کند. دندان طبیعی دارای کاسپ ها، حفره ها، لبه های انسیزال و سطوح بین پروگزیمال است. سطوح بی دندانی صاف، پیوسته و مشابه-شرایط انحطاط SLAM کلاسیک هستند. مشکل فقط «اسکن بافت نرم سخت است» نیست. سیستم به طور ناگهانی نشانه های پایداری را که برای دانستن اینکه کجاست استفاده می کند از دست می دهد.
همه در-در-X– روابط فضایی{0} طولانی بین چندین ایمپلنت را آزمایش می کند. چالش اسکن کردن یک سطح بدن اسکن فردی به زیبایی نیست، بلکه حفظ دقت بالا در موقعیتها و جهتگیری بدنههای اسکن متعدد است. اسکنرهای معمولی داخل دهانی به دوخت متوالی سطح متکی هستند و خطا را جمع می کنند. فتوگرامتری رویکرد متفاوتی دارد: نشانگرهای کدگذاری شده محدودیتهای فضایی مستقیم بین ایمپلنتها ایجاد میکنند.
به همین دلیل است که فتوگرامتری داخل دهانی دوباره مورد توجه قرار گرفته است. ادغام IOS معمولی با فتوگرامتری در یک دستگاه (همانطور که برخی از سازندگان انجام داده اند) صرفاً اضافه کردن یک ویژگی نیست- بلکه یک تقسیم کار معماری است: IOS معمولی هندسه دندان، لثه و سطح را بازیابی می کند. فتوگرامتری موقعیت مکانی کاشت را با دقت بالا انجام میدهد. این تغییر سطح سیستم-بیش از چند فریم در ثانیه اهمیت دارد.
وقتی فیلترهای بیسیم، رنگ و هوش مصنوعی به جدول تبدیل میشوند، موانع واقعی نامرئی میشوند.
اسکنرهای اصلی به سرعت در بی سیم، رنگ، عمق میدان زیاد، هندپیس های سبک تر، برداشتن بافت نرم{0}}هوش مصنوعی، پشتیبانی از تلفن همراه و FOV بزرگتر همگرا می شوند. اینها همچنان مهم هستند اما به طور فزاینده ای بلیط ورودی هستند. قابلیتهای{3}}کپی{4}}سختتر عبارتند از:
- ردیابی پایدار
- همجوشی که خطاهای سطحی را جمع نمی کند
- بازیابی قابل اعتماد پس از ردیابی از دست دادن
- اسکن مجدد بدون تطابق نادرست
- عدم وجود-رانش کامل-طولانی مدت
- تشخیص به موقع خطا و بازگشت به عقب
اینها را نمی توان با جدا کردن دستگاه-معکوس کرد. سیستمهای باطنی بالغ بر سالها دادههای بالینی واقعی و{2}}تجربه مهندسی موردی استوارند: چه زمانی به یک فریم اعتماد کنیم، چه زمانی آن را کنار بگذاریم، چه زمانی به ردیابی ادامه دهیم در مقابل مکانیابی مجدد وارد شویم، چگونه یک تطابق کم-باقیمانده اما اشتباه را تشخیص دهیم، کدام خطاها را میتوان به صورت محلی تعمیر کرد و به برگشت نیاز دارد. این استراتژی های نامرئی بخش واقعی زیر آب کوه یخ را تشکیل می دهند.
نگاه کردن فقط به الگوریتمهای اسکن، ارزش شرکتهای پیشرو را کمتر میکند
از منظر دید سه بعدی خالص، به راحتی می توان ارزش تجاری خود اسکنر را بیش از حد تخمین زد. بازار به وضوح از "اسکنر" به سمت "اسکنر + نرم افزار + گردش کار + ابر + درمان + داده" در حال مهاجرت است.
به همین دلیل است که بازیکنان اصلی، در حالی که همه اسکنرهای داخل دهانی می فروشند، در حال مبارزه با نبردهای استراتژیک مختلف هستند:
- 3 شکلاز چسبندگی گردش کار از طریق Unite محافظت می کند. TRIOS نقطه ورود داده به یک اکوسیستم متصل از آزمایشگاهها، CAD، ایمپلنتها، ارتودنسی و برنامههای شخص ثالث-است. سپس تغییر اسکنرها به معنای تغییر کل عادت عملیاتی و جریان داده است.
- تراز کردناسکنر را به موتور تبدیل درمان تبدیل می کند. iTero مستقیماً به تجسم Invisalign، شبیهسازی و در نهایت درآمد درمان-یک مدل تجاری کاملاً متفاوت از فروش سختافزار وارد میشود.
- دنتسپلی سیروناادغام عمودی را دنبال می کند. طراحی ابری{2} و DS Core Primescan 2 با هدف کنترل کل زیرساخت کلینیک دیجیتال (CAD/CAM، CEREC، تصویربرداری، ایمپلنت، ارتودنسی) است. هزینه سوئیچینگ ساختاری می شود.
- مدیتیشنباز بودن-سخت افزار با کیفیت-سخت افزار با کیفیت بالا، نرم افزار سبک و حداکثر-CAD شخص ثالث و اتصال آزمایشگاهی- را انتخاب می کند تا ترجیحاً داده ها بدون توجه به سیستم پایین دستی از طریق Medit وارد شوند. استراتژی ورود به پلت فرم کلاسیک-.
- تولیدکنندگان چینی مانند Shining 3D، با فتوگرامتری، روندهای ایمپلنت با مشکل{1} بالا را تحت فشار قرار دادهاند، در حالی که سایرین به صورت عمودی در CAD/CAM و تولید گسترش مییابند و «اسکن دندان» را به «دندان کامل» تبدیل میکنند.
اسکنرهای داخل دهانی چینی از «آیا میتوانیم آن را بسازیم» عبور کردهاند-دیوار بعدی بلندتر است
سوال قدیمی -«آیا شرکتهای چینی میتوانند IOS قابل استفاده بسازند؟»- تا حد زیادی پاسخ داده شده است. چندین برند داخلی اکنون در جریان اصلی رقابت می کنند. سوالات جدید عبارتند از:
محلی سازی دستگاه (تا حد زیادی به دست آمده است).
سناریوهای بالینی سخت-بالا:طاق کامل، بی دندانی، همه-روی-X، آماده سازی عمیق، فلز، اسکن مجدد، تغییر محل، انسداد (هنوز به بهبود مستمر نیاز دارد).
محلی سازی گردش کار: از اسکن به ابر، هوش مصنوعی، CAD، CAM، چاپ، فرز و درمان بالینی گسترش می یابد.
بومی سازی واقعی دندانپزشکی دیجیتال در «ما یک اسکنر هم داریم» متوقف نمی شود. پاسخ داده می شود که آیا داده های بیمار، پس از اسکن، می توانند در داخل سیستم خود شرکت به حیات خود ادامه دهند یا خیر.
هوش مصنوعی که اهمیت دارد، برداشتن بافت نرم نیست
تقریباً هر فروشنده ای در مورد هوش مصنوعی صحبت می کند. دو دسته وجود دارد:
- هوش مصنوعی مهندسی(-حذف بافت نرم، فیلتر کردن دستکش، اسکن-تشخیص بدن، کمک حاشیه، فیلتر کردن نویز، تشخیص ناحیه از دست رفته-) اسکن را روانتر میکند. ارزشمند است، اما همچنان بر روی "چگونه مدل را بیرون بیاوریم" متمرکز شده است.
- هوش مصنوعی بالینیدگرگون کننده تر است وقتی دستگاهی به طور مداوم هندسه سه بعدی، RGB، مادون قرمز نزدیک، فلورسانس و سایر روشها را ثبت میکند، سپس از هوش مصنوعی برای تشخیص ساییدگی، تغییر لثه، خطر پوسیدگی و سایر ناهنجاریها استفاده میکند، دیگر صرفاً یک ابزار برداشت قبل از{3} ترمیم نیست و به یک حسگر دیجیتال دهان تبدیل میشود.
در گذشته بیمار تنها زمانی اسکن میشد که به کارهای ترمیمی یا ارتودنسی نیاز بود. در آینده، اگر هر چکاپ معمولی اسکن دیجیتالی ایجاد کند، داده های طولی ارزشمندی جمع می شوند. ردیابی همان بیمار در طول سال ها مشاهده تحلیل لثه، سایش دندان، حرکت دندان، تغییرات ترمیم و نتایج درمان را امکان پذیر می کند. پس بزرگترین دارایی دیگر هیچ مدل اسکن واحدی نیست، بلکه دادههای شفاهی بلندمدت، پیوسته و قابل مقایسه است. این مسیر هوش مصنوعی است که ارزش تماشا را دارد.
Cloud حذف نمیکند-محاسبات سهبعدی زمان واقعی-رایانهای با کارایی بالا{3}}را از دید پزشک حذف میکند
اسکنرها از معماری "تفنگ اسکن گره خورده به یک ایستگاه کاری بالا-" فرار می کنند. طرحهای ابری{2}}و جریان کاری موبایل/آیپد در حال گسترش هستند. ردیابی و{4}}پیشنمایش زمانی واقعی به تأخیر باقی میماند-و در دستگاه یا لبه باقی میماند. کارهای سنگینتر-بهینهسازی جهانی،-شبکه با کیفیت بالا، تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی، CAD، مدیریت پرونده-به فضای ابری منتقل میشوند.
معماری آینده توزیع شده است: سر اسکن برای اکتساب و پیش{0}}پردازش اولیه. لبه محلی برای ردیابی، پیش نمایش، و بازسازی محلی. ابر برای محاسبات سنگین، هوش مصنوعی، و گردش کار. بنابراین، تیمهای الگوریتم اسکنر نه تنها با ایستگاههای کاری C++/CUDA/Windows بلکه با سیستمهای تعبیهشده، نرمافزارهای متقابل-پلتفرم، سرویسهای ابری، همگامسازی دادهها و پسزمینههای هوش مصنوعی مقابله خواهند کرد. پیچیدگی نرم افزار فقط افزایش می یابد.
خندق واقعی در حال تغییر از الگوریتم های اسکن به کل زنجیره داده است
با نگاه کردن به بازیگران اصلی با هم، آنها در حال جنگیدن با یک جنگ نیستند:
- هدف 3Shape کنترل گردش کار است.
- هدف Align کنترل تبدیل درمان است.
- هدف Dentsply Sirona کنترل زیرساخت دیجیتال کلینیک است.
- مدیت قصد دارد به یک نقطه ورود داده باز تبدیل شود.
- برخی از مارکهای چینی با دید سهبعدی و فتوگرامتری به کیسهای ایمپلنت با مشکل{0} بالا حمله میکنند.
- برخی دیگر به CAD/CAM و تولید گسترش می یابند.
سوالات تعیین کننده برای ارزیابی هر شرکت اسکنر داخل دهانی دیگر این نیست که "مشخصات اسکنر چقدر زیبا هستند؟" اما:
- پس از تولید اسکن، داده های بیمار نرم افزار، CAD، ابر و سیستم درمان کدام را وارد می کند؟
- آیا شرکت میتواند بهطور پایدار موارد کامل-قوس، بیدندان، و همه-روی-X را حل کند؟ (سقف فنی)
- آیا پس از اسکن، داده ها می توانند به CAD، CAM، تشخیص، ایمپلنت و ارتودنسی منتقل شوند؟ (سقف محصول)
- آیا موارد بیمار میتوانند درازمدت-در سیستم خود شرکت باقی بمانند؟ (سقف تجاری)
نیمه اول شلوغ است. نیمه دوم تازه شروع شده است
اسکنرهای داخل دهانی سبکتر، سریعتر و توانمندتر شدهاند. تمام رنگی، بی سیم و هوش مصنوعی گسترده هستند. محصولات چینی از «میتوانیم درست کنیم» به «خوب درست میکنیم» تغییر کردهاند. دقیقاً به دلیل بلوغ پایه سخت افزاری، رقابت عمیق تر می شود.
از نظر فنی، سقف از بازسازی یک قاب-به ردیابی، ادغام، مکانیابی مجدد و سازگاری جهانی تغییر میکند.
در سطح محصول، تجربه از جدول پارامترها به سمت ثبات در سناریوهای پیچیده تغییر می کند.
در سطح صنعت، ارزش شرکت از خود اسکنر به سمت نرم افزار، گردش کار، ابر، درمان و داده ها تغییر می کند.
نیمه اول داستان اسکنر داخل دهانی تبدیل دندان ها به داده بود.
نیمه دوم تصمیم گیری است که این داده ها وارد سیستم چه کسی شوند.
جنگ واقعی تازه شروع شده است.

